آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۲ مرداد ۱۴۰۴

    به زحمت انداختن به انگلیسی

    معنی

    incommode, trouble

    incommode

    trouble

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس
    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج به زحمت انداختن

    به زحمت انداختن به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «به زحمت انداختن» در زبان انگلیسی به «To bother» یا «To trouble» ترجمه می‌شود.

    عبارت «به زحمت انداختن» به معنای ایجاد ناراحتی، مشکل، یا دشواری برای کسی است که باعث می‌شود او زمان، انرژی یا آرامش خود را صرف رفع آن مشکل کند. این اصطلاح معمولاً وقتی به کار می‌رود که فردی ناخواسته یا عمدی باعث می‌شود دیگری با مشکلات یا دغدغه‌هایی روبرو شود که برایش سخت یا ناخوشایند است. «به زحمت انداختن» می‌تواند به مسائل کوچک روزمره یا مشکلات بزرگ‌تر اجتماعی و کاری اشاره داشته باشد.

    در روابط اجتماعی و کاری، «به زحمت انداختن» یک رفتار منفی تلقی می‌شود زیرا نشان‌دهنده‌ی عدم احترام به وقت و انرژی دیگران است. افراد معمولاً تلاش می‌کنند از وارد کردن چنین ناراحتی‌هایی به دیگران خودداری کنند و اگر کسی دیگران را به زحمت بیندازد، ممکن است باعث کاهش روابط دوستانه و حرفه‌ای شود. به همین دلیل، مدیریت این وضعیت‌ها و کاهش «به زحمت انداختن» دیگران یکی از نشانه‌های بلوغ اجتماعی و هوش هیجانی محسوب می‌شود.

    از نظر زبان‌شناسی، «به زحمت انداختن» ترکیبی از «زحمت» که به معنای سختی، دشواری یا کار طاقت‌فرسا است و فعل «انداختن» که به معنای وارد کردن یا ایجاد کردن است، تشکیل شده است. این ترکیب تصویری از وارد آوردن سختی یا مشکل بر کسی ارائه می‌دهد. معادل‌های انگلیسی مانند «To bother» بیشتر در مکالمات روزمره کاربرد دارند و «To trouble» حالت رسمی‌تر و گسترده‌تری دارند که می‌تواند در موقعیت‌های رسمی‌تر نیز استفاده شود.

    «به زحمت انداختن» نشان‌دهنده‌ی وضعیتی است که در آن فردی بدون تمایل یا با نیت خاص، دیگری را با مشکلات و دغدغه‌هایی مواجه می‌کند که رفع آن‌ها مستلزم صرف وقت و انرژی است. این عبارت بیانگر اهمیت توجه به حقوق و احساسات دیگران در روابط انسانی است و یادآور ضرورت احترام و دقت در تعاملات روزمره می‌باشد.

    ارجاع به لغت به زحمت انداختن

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «به زحمت انداختن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/به زحمت انداختن

    لغات نزدیک به زحمت انداختن

    • - به زبان نیاورده
    • - به زبان واره حرف زدن
    • - به زحمت انداختن
    • - به زحمت تنفس کردن
    • - به زرو ستاندن
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    exploitation strict marine break down undermine headed hoodlum set off stoma colossus serendipitous anoxic comparability shaving weather the storm بلد بلند بلوف زدن بلوکه به دام انداختن به زحمت انداختن به زور به کاری واداشتن به سوی هدف به شرط آنکه با قدرت باجه باحیا بادبزن باخود بردن باد
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.